خرید بک لینک
غریبم و درشهر یثرب کشته از جفا شدم تا ابد بهر عزای مادرم خونجگرم مزارمن بود کنار قبر زهرا مادرم سجیه ام محبت کرامت وعطا شود آتش جان زسوز شعله های کربلا شود ازکودکی همیشه اشک من روا زدیده بود قاتل من خاطره های ان سر بریده بود اهل ستم جدا که بی حیا و واقعا بدند دیدم خودم که عمه را(رقیه را)به تازیانه می زدند

برچسب: نویسنده: آراد قنبری تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد 1405 ساعت: 8:00

روزگاری همه آرزویم بود نیایم سفر کرببلا تا که نبینم بخدا ، داغ تو ای زاده زهرا، پسرشیر خدا ، حضرت مولا ولی ازآن موقع که نیت ماندن کردی ماندی اینجا وهمه باور تو، خواهر تو ، خواهر خو ن جگرِ غم زده ی ِ مضطر تو، بار سفر بست به دنبال سر تو به همراه یتیمان وزنان حرم تو که همه گریه کنان ، موی کنان ، مویه کنان ، دل نگران ، ناله کنان ، راهی کوفه شد وراهی بر شام همان کوفه که استاد مسلمانی شان بوده ام آیا؟ چه شهری،چه پذیرایی خوبی، میزبان سنگ به دست خوب پذیرائیمان کرد

برچسب: نویسنده: آراد قنبری تاريخ: چهارشنبه 14 مرداد 1405 ساعت: 3:55

تا زخمهای کهنه دل را دوا کنم با ذکر نام پاک تو ذکر خدا کنم يافاطمه به سجده بگويم به صد نفس مولای من تويی و به حاجت صدا کنم تا پا نهم به خاک مدينه به ياد تو خاکش ز بهر چشم ترم توتيا کنم چون آن ضريح گمشده پيدا نمی کنم اندر کنار قبر نبی عقده وا کنم من عهد بسته ام که بميرم ز داغ تو عهدی دگر کنم که به عهدم وفا کنم غمهای آسمان که هجوم آورد به دل رفع غم گران به حديث کساء‌ کنم مهدی کجاست تا که به امر ولايتش سرهای دشمنان تو از تن جدا کنم حمیدرضا فاطمی

برچسب: نویسنده: آراد قنبری تاريخ: چهارشنبه 14 مرداد 1405 ساعت: 3:55

غریبم و درشهر یثرب کشته از جفا شدم تا ابد بهر عزای مادرم خونجگرم مزارمن بود کنار قبر زهرا مادرم سجیه ام محبت کرامت وعطا شود آتش جان زسوز شعله های کربلا شود ازکودکی همیشه اشک من روا زدیده بود قاتل من خاطره های ان سر بریده بود اهل ستم جدا که بی حیا و واقعا بدند دیدم خودم که عمه را(رقیه را)به تازیانه می زدند

برچسب: نویسنده: آراد قنبری تاريخ: چهارشنبه 14 مرداد 1405 ساعت: 3:55

صفحه بندی